
پرنده فقط یک پرنده بود پرنده گفت : چه بویی چه آفتابیآه بهار آمده استو من به جستجوی جفت خویش خواهم رفتپرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفتپرنده کوچکپرنده فکر نمی کردپرنده روزنامه نمی خواندپرنده قرض نداشتپرنده آدمها را نمیشناختپرنده روی هواو بر فراز چراغهای خطردر ارتفاع بی خبری می پریدو لحظه های آبی رادیوانه وار تجربه می کردپرنده آه فقط یک پرنده بود ...
ادامه مطلب